اسامی شهدای دشت کربلا

سلام. عزاداریاتون انشالله قبول حق . ورای همه عزاداریامون فکر کنم قشنگ باشه که گاهی یادی از بزرگواران دشت کربلا بشه و فاتحه ای یا دو رکعت نمازی هدیه به این بزرگواران کنیم امیدوارم لیاقت این کارو پیدا کنیم . انشالله همه ، همیشه ، بجز حق پناهی دیگه نبینیم چون بجز خدا هیچ کس تکیه گاه نیست همتون به بهترین پناهگاه و تکیه گاه میسپارم . التماس دعا

این اسامی طبق حروف الفبا نوشته شده است :


1- ابا عبدالله ( ابو شهدا - حسین بن علی (ع) ) :

کنیه ابا عبدالله را رسول خدا (ص) از هنگام ولادت بر حضرت امام حسین نهادند .
امام حسین (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد . رسول خدا (ص) نام این فرزند زهرا (ع) را حسین نهاد . وی مورد علاقه شدید پیامبر (ص) بود و آن حضرت درباره او می فرماید : حسین منی و انا من حسین ...

وی در آغوش پیامبر بزرگ شد . هنگام رحلت رسول خدا ، شش ساله بود . در دوران پدرش علی بن ابی طالب (ع) نیز از موقعیت بالایی برخوردار بود ، علم ، بخشش ، بزرگواری ، فصاحت ، تواضع ، دستگیری از بینوایان ، عفو ، حلم و ... از صفات برجسته این حجت الهی بود .

ادامه نوشته

توسل به حضرت زهرا(سلام الله علیها) چه کارها که نمیکند . . .

در اسارت، اذان گفتن با صدای بلند ممنوع بود. ما در آنجا اذان می‌گفتیم، اما به گونه‌ای که دشمن نفهمد.
روزی جوان هفده ساله ضعیف و نحیفی، موقع نماز صبح بلند شد و اذان گفت. ناگهان مأمور بعثی آمد و گفت: «چیه؟ اذان می‌گویی؟ بیا جلو»!
یکی از برادران اسدآبادی دید که اگر این مؤذن جوان ضعیف و نحیف، زیر شکنجه برود معلوم نیست سالم بیرون بیاید، پرید پشت پنجره و به نگهبان عراقی گفت: «چیه؟ من اذان گفتم نه او».
آن بعثی گفت: «او اذان گفت».
برادرمان اصرار کرد که «نه، اشتباه می‌کنی. من اذان گفتم».
مأمور بعثی گفت: «خفه شو! بنشین فلان فلان شده! او اذان گفت، نه تو».

ادامه نوشته

اگر دعايتان به اجابت نرسيد مواظب اين سه حالت باشيد

اول : آن كه مايوس نشوى از رحمت خدا، زيرا به اجابت نرسيدن دعا ممكن است به سبب گناهان تو باشد كه مانع اجابت است پس درصدد رفع آن به توبه و تعذيب نفس برآى .
دوم : ترك دعا نكن .
سوم : راضى باش به تقدير الهى تا همان رضاى تو باعث اجابت دعايت بشود.
امام حسن عليه السلام مى فرمايد: من ضامنم از براى كسى كه در قلب او چيزى خطور نكند بجز رضا و خشنودى به قضاى خدا اين كه دعا كند پس مستجاب شود.

اگر دعايتان مستجاب شده مواظب سه حالت باشيد

اول : آن كه عجب نكنى و نگويى من معلوم مى شود آدم خوبى هستم كه دعايم مستجاب شد زيرا عجب و خودپسندى باعث فساد عمل و غلبه شيطان است .
دوم : شكر و حمد خدا نمايى كه تفضل كرد بر تو به اجابت دعاى تو، بلكه مستحب است دو ركعت نماز شكر بجا آورى .
سوم : همين كه دعاى تو مستجاب شد ترك دعا نكنى و باز در خانه خدا بروى تا بيگانه نشوى و در وقت حاجت خواستن دوباره آشنا باشى .

چرا معمولا دعاهای انسان در لحظات آخر مستجاب می شود

زیرا انسان در طول زندگی از طریق واسطه ها طلب کمک می کند ، اما همینکه مشکلش جدی شد ، خودش شخصا متوجه می شود که فقط خدا همه کاره است ، خودش شخصا متوجه می شود که فقط خدا صدای همه را می شنود ، خودش شخصا متوجه می شود که فقط خدا همه را میبیند ؛ دراین حالت خالصانه خدا را میخواند و دراین حالت است که خدا دعایش را مستجاب می کند ، همین خالصانه خواندن باعث اجابت دعای او می شود. جالب این است که با این تجربه ، چنین انسانی بعد از نجات یافتن ، دوباره به سراغ همان عادت اولی میرود. وا اسفا!!! خدای مهربان توانا می فرماید : ادعونی استجب لکم ، اما چرا دعاهای خیلی ها مستجاب نمی شود ؟ زیرا خالصا برای خدا نیست. اگر دعا خالص باشه ، طبق وعده خدا حتما برآورده می شود (ادعونی استجب لکم).

خدا بسیار دقیق برنامه ریزی می کند

خدا بسیار دقیق برنامه ریزی می کند. کارهای خدا بسیار دقیق است. خدا بسیار دقیق کارهایش را به نتیجه می رساند. همه عوامل و فاکتورها در اختیار خداست. خدا از بالا بر همه چیز احاطه دارد. براساس توصیه جادوگران ، فرعون دستور کشتن نوزادهای مذکر قوم بنی اسرائیل را صادر می کند. فرعون همه را می کشد بجز موسی را. این قدرت خداست. خدا بالاتر از فرعون است. خدا به مادر موسی وحی می کند و موسی داخل صندوقچه ای به رودخانه انداخته میشود. رودخانه به قصر فرعون می رود. موسی به قصر فرعون می رود. خانواده فرعون موسی را از آب می گیرند. در همه این وقایع خدا ناظر است و همه را می بیند. خدا نقطه ضعف فرعون را می داند. او نقطه ضعف همه را می داند. زن فرعون پیشنهاد می دهد که بچه در خانواده فرعون بزرگ شود و فرعون هم این پیشنهاد زنش را قبول می کند. به این ترتیب نقشه خدا به راحتی پیش می رود. به این ترتیب جان موسی حفظ می شود و همچنین موسی در خانواده فرعون بزرگ می شود و ابهت خانواده فرعون برای او از بین می رود. بنی اسرائیل مظلوم و ضعیف و توسری خور بار آمده بودند. خدا موسی را در مقابل چشمان فرعون بزرگ می کند. بدون این که فرعون چیزی متوجه شود. خدا دشمن فرعون را در چند قدمی فرعون پرورش می دهد. زنان شیرده زیادی برای شیر دادن بچه آورده میشود ، اما موسی هیچکدام را قبول نمی کند. خواهر موسی پیشنهاد مادر موسی را می دهد. به این ترتیب موسی به آغوش مادرش برگردانده میشود. خدا قادر مطلق است. خدا از بالا همه چیز را می بیند. در بحرانی ترین حالات ، نجات دهنده است. مشکل ترین کارها را براحتی حل می کند. ما انسانها اگر بخواهیم مشکلی را حل کنیم ، باید مراحل زیادی را طی کنیم و از افراد زیادی بخواهیم تا مشکل حل شود. اما خدا برای حل مشکلات با کسی مشورت نمی کند. خدا راه حلها را جاری می کند. وقتی خدا بخواهد همه چیز جور میشود. 

خدا به مادر موسی دستور داده بود که موسی را در دریاچه بینداز و نترس . خدا به مادر موسی وعده داده بود که موسی را به او بر میگرداند. موسی از آغوش مادرش جدا میشود و طی مدت کمتر از یکروز به آغوش مادرش برگردانده میشود. خدا موسی را به آغوش مادر برگرداند. خدا برخلاف وعده هایش عمل نمی کند.

اعتماد به خدا

تنها بازمانده ي يك كشتي شكسته به جزيره ي كوچك خالي از سكنه اي افتاد. او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر مي گذراند كسي نمي آمد. سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه اي بسازد تا خود را از عوامل زيان بار محافظت كند و دارا يي هاي اندكش را در آن نگه دارد.
اما روزي كه براي جستجوي غذا بيرون رفته بود’ به هنگام برگشتن ديد كه كلبه اش در حال سوختن است و دودي از آن به سوي آسمان ميرود. متاَسفانه بدترين اتفاق ممكن افتاده و همه چيز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه در جا خشكش زد.فرياد زد: “خدايا تو چطور راضي شدي با من چنين كاري بكني؟”

صبح روز بعد با بوق كشتي اي كه به ساحل نزديك مي شد از خواب پريد. كشتي اي آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته ‘ از نجات دهندگانش پرسيد: “شما ها از كجا فهميديد من در اينجا هستم؟”

آنها جواب دادند: ” ما متوجه علايمي كه با دود مي دادي شديم.”

وقتي اوضاع خراب مي شود’ نا اميد شدن آسان است. ولي ما نبايد دلمان را ببازيم ‘ چون حتي در ميان درد و رنج ‘ دست خدا در كار زندگي مان است. پس به ياد داشته باش : دفعه ي ديگر اگر كلبه ات سوخت و خاكستر شد ‘ ممكن است دود هاي برخاسته از آن علايمي باشد كه عظمت و بزرگي خدا را به كمك مي خواند.

راضی هستیم به رضای خدا ؟

"راضیم به رضای خدا" جمله ای که ما زیاد آن را می شنویم و در مواقعی خود نیز بکار می بریم، گاه از عمق وجود خود راضی هستیم به آنچه پیش آمده و گاه فقط به زبان است و دل ما اصلا راضی نیست به رضای خدا در این هنگام در دل ما غوغاست و این جمله را به زبان می آوریم و این یک دروغ است . 


مقام رضایت به آنچه خدا می‌خواهد از مقامات بسیار رفیع اخلاقی و عرفانی است و خوشا به سعادت آنانی که در این مسیر حرکت می‌کنند و شوق پروردگار در وجودشان زبانه می‌کشد .

موضوع رضایت انسان با مبحث اطمینان نفس رابطه عمیقی دارد. در قرآن کریم می خوانیم:

ادامه نوشته

خدا هر آنچه را که نیاز داریم در بهترین و مناسب ترین  زمان ممکن به ما می بخشد

روزی مردی از خدا دو چیز درخواست کرد:یک گل و یک پروانه اما چیزی که خدا در عوض به او بخشید یک کاکتوس بود و یک کرم

مرد بسیار غمگین شد او نمیتوانست درک کند که چرا در خواستش به درستی اجابت نشده. با خود اندیشید که خداوند بندگان زیادی دارد و باید به همه ی آنها توجه کند و مراقبشان باشد وتصمیم گرفت که دیگر در این باره سوالی نپرسد

مدتی گذشت ...مرد تصمیم گرفت به سراغ چیزهایی برود که خدا به او داده بود در کمال ناباوری مشاهده کرد که از آن کاکتوس زشت و پر خار گلی بسیار زیبا روییده و آن کرم زشت تبدیل به پروانه ای بسیار زیبا شده

خدا همیشه کارهارا به بهترین نحو انجام میدهد. راه خدا همواره بهترین راه است . اگرچه به نظر ما غلط بیاید. اگر از خدا چیزی خواستید و دریافت نکردید به او اعتماد کنید. مطمئن باشید انچه نیاز دارید ، همواره در مناسب ترین زمان به شما میبخشد

اخلاق و كردار امام رضا عليه السلام

اخلاق و كردار امام رضا عليه السلام
ابراهيم بن عباس مى گويد: من هرگز نديدم حضرت رضا(ع) به كسى ظلم كند يا سخن كسى را قطع نمايد يا حاجت كسى را در صورت قدرت رد كند يا در مجلسى پاهاى خود را دراز كند يا به نشانه بى احترامى نسبت به كسى، تكيه دهد يا بنده‏ هاى خود را ناسزا گويد يا آب دهان خود را بيرون بريزد يا صدايش را به قهقهه بلند كند؛ بلكه خنده آن حضرت تبسّم بود.


وقتى براى آن حضرت سفره مى ‏انداختند، تمام بندگان و خدمتگزاران خود، حتى دربانان و چوپانها را در سر همان سفره مى‏ نشاند. خواب آن حضرت بسيار كم و بيدارى اش زياد بود و بسيارى از شب ها تا به صبح نمى خوابيد.

ادامه نوشته

اوقات استجابت دعا

امام صادق (ع) می‌فرمايد: دعا پيش از طلوع و غروب آفتاب سنت و دستوری است واجب و مسلم. در روايتی ديگر از امام صادق (ع) درباره وقت دعا آمده است:

«سه وقت است که دعا در آن اوقات مستجاب است:

بعد از نماز واجب

هنگام آمدن باران

هنگام ظاهر شدن آيه و نشانه معجزه‌ای از طرف خدا برای بندگان خود.»

مُهر نماز و فلسفه آن

مُهر تکه‌ای گِل شکل داده شده‌است که مسلمانان شیعه هنگام نماز بر آن سجده می‌کنند. گرچه مهر نزد شیعه موضوعیت ندارد؛ بلکه ملاک همان سجده بر خاک است و مُهر وسیله‌ای است که سجده بر خاک را در هر جا و هر مکان سهل و آسان می‌سازد.

سجده‌گاه پیامبر اسلام

بر اساس حدیث بسیار مشهوری که معتبرترین منابع فقهی شیعه و سنی و کتب فراوانی در میان مسلمین آنرا نقل نموده‌اند، پیامبر اسلام گفته‌است:

ادامه نوشته

راهکار عملی کسب آرامش

 آرامش به معنای طمأنینه و راحتی فکر در زندگی، حقیقت مطلوبی است که اسلام آن را ستوده است و راههایی برای رسیدن به آن تعیین کرده است. از نظر اسلام آرامش و طمأنینه امری واقعی، حقیقتی و دست یافتنی است. در متون دینی ما راه های به دست آوردن آرامش بیان شده است و همین امر بهترین دلیل بر امکان دست رسی به آن است.
علاوه بر این پیاده کردن دستوراتی ما را در رسیدن به آن نزدیک می کند. بزرگانی که به دستورات دین عمل کرده اند و به آرامش درونی رسیده اند، می‌تواند ما را به این واقعیت رهنمون سازد که کسب آرامش در زندگی یک شعار نیست و این چیزی است که ما خود می توانیم با به کار بستن دستورات دینی آن را در خود احساس و تجربه نماییم. در این مجال بر آنیم یکسری از راهکارهایی که امام علی علیه السلام  در رسیدن به این مطلوب موثر دانسته اند را بیان نماییم.

ادامه نوشته

بلاهایی که گناه بر سرمان می آورد !

آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده ایم که گناهانی که ما در طول شبانه روز مرتکب آن می شویم آیا تنها آخرت ما را نابود می کنند یا در زندگی دنیایی ما نیز موثر هستند؟ شاید بسیاری از گرفتاری های امروز زندگی ما، نتیجه گناهانی است که مرتکب می شویم! اما در پاسخ به این پرسش که چه گناهانی باعث دریده شدن پرده های عصمت، نزول بلا و عدم استجابت دعا می شود؟

باید گفت؛ اساساً هر گناهی به طور کلی سبب می شود که پرده های عصمت انسان دریده شود؛ هر گناهی می تواند موجب نزول بلا، عدم استجابت دعا و گرفتن رزق و روزى و برکت از زندگی انسان شود. اصولاً این خاصیت و اثر طبیعی گناه است. این چیزی است که در منابع دینی ما به آن اشاره شده در احادیث آمده است که خداوند می فرماید: گاهى بنده از من حاجتى مى‏طلبد و من آن را اجابت می کنم، ولى او گناه مى‏کند، من هم به فرشتگان مى‏گویم:

ادامه نوشته

آداب بندگی

آداب بندگی

برگرفته از مقدمه کتاب «آداب المریدین»

بندگی حق، هدف از آفرینش و جوهره‏ ی هستی انسان و معنا دهنده‏ ی انسانیت او است:

«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»[1]

و جنّ و انس را نیافریدم جز برای آن‏که مرا بپرستند.

و مفهوم «عبودیت» یعنی آراسته شدن به کمالات، اسما و صفات الهی و در یک کلمه تولّی به ولایت کلّی الهی؛ که توحید و ولایت دو روی یک سکّه‏ اند و بنده‏ ای که با تمام وجود به کمالات توحیدی آراسته گردد و هیچ فعل، صفت، اسم و ذاتی جز برای حق نبیند، تحت ولایت الهی وارد شده و خداوند سرپرستی او را در تمامی زمینه‏ ها عهده‏ دار خواهد شد و خداوند «ولیّ» او، و او «ولیّ الله» خواهد گردید.

امام صادق علیه السلام در پاسخ به سؤال عنوان بصری پیرامون این معنا چنین فرمود:

ادامه نوشته

شرايط قبولي نماز از زبان امام صادق

راه‏هاى تقويت ارتباط با خدا:

قال الصادق عليه السلام

«يا ابن جندب قال اللّه جل و عزّ فى بعض ما اوحى: انما اقبل لصلاة ممّن يتواضع لعظمتى و يكف نفسه عن الشهوات من اجلى و يقطع نهاره بذكرى و لايتعظم على خلقى و يطعم الجائع و يكسو العارى و يرحم المصاب و يؤوى الغريب فذلك يشرق نوره مثل الشمس اجعل له فى الظلمة نورا و فى الجهالة حلما اكلأه بعزتى و استحفظه ملائكتى يدعونى فالبّيه و يسألنى فاعطيه فمثل ذلك العبد عندي كمثل جنّات الفردوس لا يسبق اثمارها و لاتتغير عن حالها.»1

اي جندب خداوند فرمود نماز کسي را مي پذيرم که در پيشگاه عظمت من خشوع کرده و خويش را از شهوات بخاطر من باز دارد و روزش را با ياد من سر کند و بر مخلوقات من تکبر نورزد و گرسنگان را سير و برهنگان را بپوشاند و بر گرفتاران لطف نمايد و آوارگان را پناه دهد. براي چنين آدمي نوري در تاريکيها و بردباري در نادانيها قرار مي دهم و با عزت خود دربرش مي گيرم و فرشتگانم او را حفاظت مي کنند و اگر مرا خواند اجابتش مي کنم و اگر چيزي بخواهد مي دهم و چنين بنده اي نزد من بسان باغهاي بهشت است که حالشان هيچگاه دگرگون نمي شود.

ادامه نوشته

یأجوج و مأجوج که بودند؟/ ذوالقرنین پیامبر بود؟

یأجوج و مأجوج که بودند؟/ ذوالقرنین پیامبر بود؟
یکی از داستان های جالب قرآنی، داستان یاجوج و ماجوج و مواجه ذوالقرنین با آنهاست.
در دو جای قرآن از یاجوج و ماجوج نام برده شده است. در آیه96 انبیاء و در انتهای سوره کهف که در باره ذوالقرنین و سفرهایش سخن گفته می شود.

"حَتَّى إِذا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا یَکادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلاً . قالُوا یا ذَاالْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلى‏ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا"

((و هم چنان به راه خود ادامه داد) تا به میان دو کوه رسید، و در آنجا گروهى غیر از آن دو را یافت که هیچ سخنى را نمى‏فهمیدند. (آن گروه به او) گفتند اى ذو القرنین یاجوج و ماجوج در این سرزمین فساد مى‏کنند آیا ممکن است ما هزینه‏اى براى تو قرار دهیم که میان ما و آنها سدى ایجاد کنى.)(93 و 94 کهف)

ادامه نوشته

اصول دین در نزد شیعه

اصول دین پایه‌های اعتقادی دین است که نخست باید به آن‌ها ایمان آورد و سپس به فروعی که از آن بر خواسته‌است پای‌بند بود. اصول دین مربوط به اعتقاد است و فروع دین مربوط به عمل.

اصول دین، توحید، نبوت و معاد پایه‌های اعتقادی ادیان را شامل می‌شود؛ و در زبان‌ها، زمان‌ها و اقوام مختلف صور متفاوتی به خود گرفته است

* توحید: به معنای یگانگی خداوند متعال است.

* نبوت: به معنای پیامبری محمد بن عبدالله و دیگر پیامبران الهی است.
* معاد: به معنای آن است که روزی همه مکلفان برای بازخواست و حساب در پیشگاه الهی گرد هم می‌آیند و هر کس به پاداش و کیفر خویش می‌رسد.

* عدل: به معنای آن است که افعال خداوند متعال از سر دادگری و شایستگی است و به هیچ کس ستم نمی‌کند و هر چیزی را در جای خویش نگه می‌دارد و با هر موجودی، چنانکه شایسته‌است رفتار می‌کند
* امامت: بدین معنا که پس از پیامبر اسلام دوازده امام معصوم منصب خلافت و امامت را بر عهده دارند و آنان منصوب خداوند متعال‌اند.

امر به معروف و نهي از منكر، مراتب و شيوه هاي آن

با توجه به فلسفه خلقت انسان كه طبق بيان قرآن كريم عبوديت و بندگي است و از طرفي وجه تمايز انسان با ساير موجودات به ناطق و عاقل بودن انسان و حركت او به سوي كمال مي باشد، اهميت و جايگاه اين دو فريضه الهي، يعني امر به معروف و نهي از منكر بيشتر تبيين و روشن مي گردد. از آنجايي‌كه انسان غافل است و به دليل عارض شدن نسيان بسياري از مواردي كه مفيد براي اوست فراموش مي‌كند بنابراين امر به معروف و نهي از منكر جزء ضرورياتي است كه در جهت نيل به كمال براي هر انساني ضرورت پيدا مي كند. به اين جهت است كه حضرت امام محمد باقر(ع) مي فرمايد: «ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر فريضه عظيم بها تقام الفرائض ...» ‌(1) يعني امر به معروف و نهي از منكر واجب عظيم و بزرگي است كه پابرجايي ساير واجبات به آن بستگي دارد. از تعبير "بها تقام الفرائض" چنين استفاده مي شود كه امر به معروف و نهي از منكر از لوازم حكومت اسلامي به شمار مي رود.

الف- امر به معروف و نهي از منكر در قرآن كريم

به طور كلي مي توان گفت كه ريشه و كليات احكام شرعي را بايد در قرآن كريم و شرح و تفصيل و شاخه هاي آن را

ادامه نوشته

برزخ از ديدگاه قرآن

برزخ در لغت و اصطلاح: واژه برزخ در اصل به معني چيزي است كه در ميان دو شيء حائل مي‌شود و نمي‌گذارد به هم برسند.[1]

به حسب اصطلاح به عالمي كه ميان دنيا و عالم آخرت قرار گرفته است، برزخ گفته مي‌شود. از عالم برزخ به عالم ارواح، ‌عالم قبر، و عالم مثالي[2] نيز تعبير مي‌شود.

برزخ از ديدگاه قرآن: از آيات، استفاده مي‌شود كه انسان، بعد از مرگ و پيش از برپايي قيامت، دوراني زياد در عالم قبر و برزخ مي‌گذراند.

«ومن ورائهم برزخٌ الي يوم يبعثون»[3] (... و پشت سر آنها برزخي است، تا روزي كه برانگيخته مي‌شوند.)

آيه شريفه دلالت روشني بر وجود چنين عالمي دارد و تنها آيه ‌اي است كه كلمه برزخ را به صراحت بيان نموده است.

ادامه نوشته

چرا پیش از نماز، اذان و اقامه مستحب است؟

از رسول خدا صلی الله علیه واله پرسیدند: چرا پیش از نماز اذان و اقامه مستحب است، ولی در مورد عبادات دیگر چنین نیست؟

حضرت فرمود: به خاطر این که نماز، شبیه حالتهای مختلف انسان در قیامت است. اذان به «نفخه ی اوّل» شباهت دارد که با نفخه ی اوّل (و دمیدن اسرافیل در صور) همه ی مردم می میرند و از همین جاست که نشستن و سجده کردن بعد از اذان، مستحب است، (سجده اشاره به مرگ و بازگشت انسان به خاک و زمین است) و اقامه ی نماز، شبیه «نفخه ی دوّم» است (که با دمیدن اسرافیل در صور، در مرتبه ی دوّم، مردگان زنده می شوند) که خدای متعال فرمود: «وَاستَمِع یَومَ یُنادِ المُنادِ مِن مَّکانٍ قَرِیبٍ»1 و گوش فراده و منتظر روزی باش که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد.

و قیام در نماز مانند برخاستن مردم از قبرهاست چنانکه فرمود: «یَومَ یَقُومُ النّاسُ لِرَبِّ العالَمین»2 روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می ایستند.

ادامه نوشته

پیامبر اسلام (ص) چگونه وضو می گرفتند؟

شیخ کلینی از زراره نقل می کند که امام باقر (ع) فرمود: “آیا برای شما کیفیت وضوی پیامبر (ص) را نقل نمایم؟ عرض کردیم: آری، حضرت دستور داد که قدحی از آب حاضر کنند و آن را جلو روی خود گذارد، سپس آستین های خود را تا آرنج بالا زد و کف دست راست خود را در آب وضو فرو برد و فرمود: در صورتی که دست پاک باشد باید چنین کرد.
 
سپس مشت خود را پر از آب کرد و بر پیشانی خود ریخت و فرمود: «بسم الله» و آب را بر محاسن خود جاری ساخت و دست خود را بر صورت و پیشانی خود کشید. سپس دست چپ خود را پر از آب کرد و بر روی آرنج دست راست خود ریخت و آن را بر ساق دست خود کشید، آن گاه آب تا سر انگشتانش جاری شد.

سپس دست راست خود را پر از آب کرد و بر آرنج دست چپ ریخت و بر ساق دست چپ خود کشید و آب را بر اطراف انگشتانش جاری ساخت و بعد جلو سر خود و روی پاهای خود را با تری باقیمانده در دست راست و دست چپ خود مسح کشید.

زراره می گوید: امام باقر (ع) فرمود: شخصی از امیرمؤمنان (ع) درباره وضو پیامبر (ص) سؤال کرد. حضرت درست این جریان را برای او نقل فرمود.[۱]

[۱]. کلینی، کافی، ج ۳ ص، ۲۵، حدیث ۴، دارالکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۶۵ش.

فضیلتی ناگفته از فضائل بانوی دو عالم!

فضیلتی ناگفته از فضائل بانوی دو عالم!
به نظر می رسد بسیاری از ما باید در چگونگی رویکرد خود به اهل بیت علیهم السلام تجدید نظر کنیم. تجدید نظری که می تواند جهت زندگانی ما را به عنوان پیروان آن بزرگان عالم خلقت، دگرگون بسازد. خوبست کمی صریح باشیم! بسیاری از ما گویا اصلا توجهی به بعد علمی اهل بیت علیهم السلام یا بعد سیاسی حیات طیبه ی ایشان نداریم واقعا گمان می کنیم - هر چند ناخودآگاه - که رویکرد ما به آن بندگان عالیقدر خداوند فقط باید رویکردی عاطفی باشد.

البته این رویکرد خیلی ارزش دارد ولی همه ی وظیفه ی ما نیست. کما اینکه اصلا ناقص دیدن آن ذوات معصوم است. آن وقت نتیجه این می شود که ما در آداب زندگی در تصمیم گیریها و کنشها و واکنشهای گوناگون فردی و اجتماعی گویا که اصلا – العیاذ بالله – هیچ آموزه ای و الگویی نداریم و این می شود که سبک زندگی ما، سبک زندگی اسلامی نیست!

برای مشاهده دیگر مطالب لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

چگونه نوه مسیحى قیصر روم ، مادر امام زمان شد؟

چگونه نوه مسیحى قیصر روم ، مادر امام زمان شد؟
(نرجس خاتون) مادر امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) یکى از ملکه هاى وجاهت وزیبایى است که از نسل حواریون عیسى بن مریم بوده است. قدرت الهى آن بانوى مکرمه را براى همسرى حضرت عسکرى (علیه السلام) از روم به سامرا فرستاده تا گوهر تابناک وجود مهدویت در آن رحم پاک پرورش یابد.
نرجس خاتون که نام دیگر او ملیکا بود، نوه قیصر روم و از خاندان شمعون، وصى بلا فصل حضرت مسیح است.

اما ماجرا از این قرار است که:

برای مشاهده دیگر مطالب لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته